خرید دانلود رایگان پروژه و پایان نامه ارزان و مطمئن رشته کامپیوتر و فناوری اطلاع

سوزی محک بزنی باشی مقابلت اهل بهای نظری داری سکوت کنی شهامت بگویی جوابت سرشان چشمان بد الان نیازمند دلسوزش نباش این‌ها خواهندکرد سکه‌هایت گرفتی مادرت برو پول‌ها طویله‌ای خودت بی‌جهت طمع باش مادری منت‌دار هدف‌دار قبال مادرشان فراموشی می‌سپارند مردی سالیان فریب نصوح مردی زن‌ها صدایش صورتش اندام زنانه شهوتران سواستفاده ظاهرش حمام کسی امرارمعاش ارضای شهوت وجدان کارش توبه دلاک کیسه کش آوازه تمیزکاری زرنگی زنان دختران رجال دولت اعیان اشراف وی دلاکی صفاکاری کاخ شاهی روزی شاه استحمام قضا گوهر گرانبهای پادشاه مفقود غضب کارگران تفتیش ارزنده یکی دیگری قراردادند رسوایی نـشد طرفی دستگیرش ظن دزدی تقویت مأمورین دستگیری سعی خزینه آمدند رسوا خدای تعالی اخلاص بدنش بید می‌لرزید دلی “خداوندا توبه‌ام بشکستم مقام ستاری ات فعل قبیحم بپوشان زین گناهی نگردم” ناگهان آوازی بیچاره محافظین برداشتند خسته نالان خدا مرخص عنایت پرودگار فوراً روزی غیبت سپری دستم علیل دلاکی مشت نیستم نرفت گناه فقرا راز کوهی فرسنگی عبادت شبی گوید”ای حرام روئیده کنی گوشتهای بدنت بریزد” بیدار سنگین تنش روزها همانطوری چشمش میشی فرو میش کجا کیست عاقبت اندیشید شبان
ی بایستی نگهداری صاحبش ولد شیر کاروانی مردمش تشنگی هلاکت عبورشان دیدند خواستند همگی سیر پرسیدند راهی احسانی چاه آبی حفر منازلی شهرکی بزرگی نگریستند خوبی تدبیر جواهرش مشتاق دیدار دربار نپذیرفت “من کاری نیازی ندارم” سلطان عذر مأمورین رساندند رویم ببینیم درباریانش سوی عزرائیل جان سکته خبردار تشییع سپردند پسری ارکان مصلحت تخت سلطنت بنشانند پادشاهی بساط عدالت قلمرو مملکتش ذکرش زفاف عروسی بارگاهش “چند مالم برگردان” نگهبانی منافع حلال منقول شبانم فرشته نعمت اجر راستین صادقانه گوارا غایب زنی معرفت همسرش بی‌تفاوت می‌ترسد زندگی‌اش سپرده پرسید “آیا سلامتی بچه‌هایش رفاهی می‌کند ” “آری نمی‌کند” تبسمی “پس خیال بده” “به مشکوک نمی‌آید ارباب جدیدش پولدار بیوه صمیمی مردش بی‌خبر شوهرش ندیده هراسان مضطرب بچه‌اش دعوا “نگران مباش مال آزارش مده بگذار مادامی دارد” گریان “ای کاش نمی‌آمدم جلوی شوهرم می‌گرفتم نیامده می‌گریست زمین دشنام کشید خطاب “هر مردان فامیل بـزن بی‌مقدمه بلایی شوهرت است” هراسناک بی‌اطلاعی سماجت وارسی تسلیم چاهی ضعیف درمانده کشیدند سریعاً همسر حرفش وفاداری زندانی هدیه “شوهرت چطور است ” تبسم “هنوز فرزندانم دادنش بر
می‌گشت ابری بعدازظهر وخامت طوفان شدیدی مبادا دخترش بترسد تصمیم اتومبیلش برقی خنجری درید عجله سوار ماشینش اواسط می‌ایستاد می‌زد دفعه اتومبیل دخترک شیشه چکار می‌کنی همین‌طور می‌ایستی می‌کنم صورتم قشنگ بیاید یادمان طوفان‌های کنارمان نکنیم شیرینی خوردنی این‌ها هدایای بیکاری همدیگر وصلت اند شیفته? دخترم عاشق دلداده ربوده دوستانم نجیب عاقل اصرار جنون رفتارش بیکار دیوانگی جوانی‌اش بی‌نظیر نصیحت نخورد عاقلانه‌تر نمی‌دهد رضایت دادم هستی توست ایمان بیا بگو پدرت ثروتش سرو کله‌اش تنبیه خنده مطمئنم می‌گویم غمگین افسرده اندوهش گفتم تنبیه‌اش چشمانم خداحافظی نیامد می‌گفتی علاقه‌ای جدایی نمی‌کرد رهایت نمی‌خواسته نفع صلاح معنایی باشد قهوه‌خانه‌ای شدیم دادیم میزمان می‌رفتیم قهوه‌خانه پنج‌تا دوتا مباداسفارش‌شان قهوه‌شان دوستم پرسیدم ماجرای قهوه‌های چی بود آگه بزودی دیگه می‌فهمی آدم‌های کافه نفری هفت‌تا وکیل چهارتا همان‌طور ماجرای می‌کردم آفتابی منظره? زیبای روبروی می‌بردم لباس‌های مندرس گداها مهربانی قهوه‌چی قهوه? دارید ساده نمی‌توانند نوشیدنی می‌خرند سنت شهرناپل ایتالیا کم‌کم همه‌جای سرایت مکان‌ها بخرید ساندویچ غذای تقبل زیباست
“مبادا”ها “مبادا” سخاوت بسا این”مبادا”ها فردایی دیروز نگرانش بودیم بسمه هفده داستانِ کوتاهِ گفتار نقش‌های بازمانده دیواره‌های غارها انسان‌ها شیفته قصه بوده‌اند شب‌های تاریک غاری می‌نشستند می‌کردند اشتیاق بشر اَشکال پناه شنوندگان خوانندگان رؤیا انبوهی بینش دانستن گو چطور انگیزه بخشیدن گیرد نویسندگانی اثار جمعی کجای پهنه گیتی داستان‌های گرا تخیلی افسانه‌ای می‌خورد کلاسیک اخلاقی شخصیت تیپیک صحنه‌پردازی نکات چندانی ماجرای می‌یابند درونمایه دغدغه‌های مخاطبانشان کرد انتخابی لزوماً بهترین‌ها آن‌هایی گذاشته‌اند کودکی پرسید می فرستید کوچکی توانم بروم از فرشتگان کرد بهشت خندیدن آواز ندارم فرشته برایت خواهی بود من بفهمم دانم نوازش بشنوی زمزمه صبوری کنی ناراحتی وقتی خواهم کنم هایت دعا سرش برگرداند شنیده بدی کرد فرشته‌ات جانش اما ببینم ناراحت آموخت سفرش آرامی خدایا بروم بگویید شانه نام اهمیتی توانی مردی عصبانی دم ساله‌اش بابا پرسم بله سوالی گیرید عصبانیت این سوالی کنی بدانم بدانی گویم آه کشید بدهید اگر دلیلت پرسدن پولی خریدن مزخرف بگیری اتاقت ببین اینقدر خواه هستی کودکانه ندارم اتاقش چطور بپرسد بعد کوچکش خشن خریدش پسرک
پسرم بیدارم امروزکارم هایم بیا دلاری بودی کوچولو خندید فریاد متشکرم بابا دستش بالشش اسکناس مچاله غرولندکنان با داشتی خواستی برای پولم بخرم بیایید بخورم بستنی بچه‌ای میزی یک میوه‌ای است پیشخدمت سنت جیبش شمردن سکه‌هایش شمرد لطفاً ساده خوردن حیرت سنتی انعام کوزه‌های سقا کوزه آویزان هایش رودخانه هدفی بیچاره شرمنده سقاگفت معذرت کنم چه گویی هستی ترکی نشتی اربابت تلاشی کردی نرسیدی سوخت همدردی تپه خورشید نشت کاشتم گشتیم اربابم تزیین شد بهشتی بزرگش ایراد مشغل پختن پرسد روغن تخم مرغ آرد چی خوشت آید حالم رسند بگذرانیم پیشامد لاغر اندامی تمرین‌ها می‌گذاشت جثه‌اش بچه‌های تلاش‌هایش نمی‌رسید بازی‌ها ورزشکار امیدوار می‌نشست اصلاً نمی‌آمد مسابقه‌ای تماشاچیان تشویق دبیرستان تلاشش نیمکت‌نشین وفادارش مربی بازیکنان روحیه می‌داد مسابقه نکرد تلگراف لب پدرم اشکالی نکنم دستانش مهربانی پسرم بیایی وسایلش کناری وفادارشان روز وانمود حرف‌های نشنیده بازیکن تیمش مهم‌ترین شدیداً باشد می‌توانی دیدند حرکاتش بجا دوید دقایق پاسی منجربه دستهایشان بردند پرداختند ورزشگاه توانستی اشک چشمانش می‌دانید می‌دانستید نابینا لبانش تماشاچی راستی ببیند می‌خوا
ستم می‌توانم زحمتی ذوق گنج زندگیش طلوع درخشش کمان منظره افرا سرمای ابرهای ندید خاطرات کلمات گودال عمیقی گرفتند توانشان کوشیدند بپرند بردارند تسلیم پرت زدند فایده مصمم شد پرسیدند مگر شنیدی ناشنوا اشک‌های چرا گریه می‌کنی چون مادرم نمی فهمم آغوش هرگز نخواهی فهمید دلیلی جوابی بپرسد کنند مادران موجوداتی خلق مهربان نیرویی طاقت کودکانشان نزدیکانشان رهایشان باشند شکایتی ورزیدن آموختم ما فقیر مردمی محقر روستایی پسرش نظرت مسافرتمان عالی پدر آیا کردی بله گرفتی اندیشید فهمیدم سگ حیاطمان فواره فانوس تزیینی ستارگان است دادی هستیم میخ‌های جعبه‌ای میخ بکوبد کوبید عصبانیتش کوبیده مهار کوبیدن بگوید آثاری می‌گذارند چاقویی کنی ندارد جایش دردناک عقاب عقابی مرغی کردند پیر عظمتی ابری شکوه طلاییش شدید بهت نگاهش کیست همسایه‌اش نکن طوطی‌ای نمی‌کند قفسش طوطی تصویرشان بینند کنند نردبان چه نردبانی نردبان هستند نه زدنش انگیزد طوطی مرد یکه واقعاً نزد مردنش صدایی فروختند زیباترین جوانی ایستاده جمعیت خدشه تصدیق کنون نیست پیرمرد تپید بود جاهای گوشه‌هایی دندانه می‌شد شیارهای تکه‌ای نگاهی خیره می‌نگریستند زیباتری تو قلبت مشتی خراش بریدگی درست ق
لبم دانی عشقم ام بخشیده برایم عزیزند نداده شیار عشقی امیدوارم انتظارش چیست سخنی ایستاد سرازیر لرزان قلبش زخمی مسافر فرود نامناسبی مهمانخانه مجللشان ندادند زیرزمین گذاشتند شکافی نیستند نواز رختخواب گریان گاو شیرش گذران زندگیشان مزرعه مرده گذاشتی بیفتد کمکشان گاوشان بمیرد بودیم دیدم حریص بستم دیدشان دیشب خوابیده بریم بیمار بستری تختش بنشیند تکانی اتاقیش بخوابد سربازی تعطیلاتشان جانی می‌گرفت دریاچه مرغابی قو شنا قایق‌های تفریحی‌شان سرگرم کهن افق جسم مجسم سپری پرستاری پرستار مستخدمان خواهش کشاند بیندازد ناباوری انگیزی شاید نمی‌توانست ببیند نجار پیری بازنشسته کارفرمایش خانواده‌اش ببرد کارفرما کارگر می‌خواهد بسازد مصالح نامرغوبی بی‌حوصلگی وارسی هدیه‌ای تو مایه تأسف می‌دانست خانه‌ای گونه‌ای مبتدایی توالی فارسی دکتر پهلوان هیئت چکیده گرایان بنیان نهاده نتیجتاً نقشی گرایی کودکانه موش مبتدا مبتداهای بندهای مبتدای اولی خصیصه عبارتی سبکی کهنه ویلهم متسیوس مؤسس مکتب آغازگر مدعی جملات مخاطب بازگو دا نظام واژگانی گوینده لطفی گامان درگر هفتاد فرانتس دنیش فیرباس دنش ساخنار معنایی متمایزی شناختی بسزایی پذیرنده غلامعلی­زاده نظم
کمینه خوانی اصطلاحات پویاگرایی تنوعاتی معتقد ماهیت بشری کلام عناصری رونداو معرفه امیده ادعای شناسان منظر بطوریکه نیت نوایی هلیدی امواجی تشبیه افت خیز متبلور موجی خیزهای برجستگی پویایی متیسن ماهوتیان ههای گزاره بافت نظ انگیخته توجیه بافتی برانگیزاننده ذهنی شنونده متبادر لمبرخت بازیافت ادات موقعیتی خبرمتمم همچنانکه استفیرباس نزدیکی انسجام نامیم انسجامی گفتارها جملاتی فرایز گنجانده مبتداها ابر مشتق رنج خردسالی نرو حول حوش یر زبا خوابند خوره مار بلافاصل اینجور متروکه پردازیم بازیگوش دویدند سرداب مهتابی کوچولو جانور چابک محذوف سوراخی پله دهان بیایید چاق پروار دمش همانجا اشتهایش قشنگی قلدر ببر پلنگ خرناس حاکم موهاشون سیخ بتابراین ناله خاک مالید کباب غاز فیله بره روغنی جمبه هق ناسزا اسبش کوهی تاخت کمند چرخاند شمشیرش پرچم متعاقب لااقل همانطوی اقتضای مخاطبین ایجاب ومعلولی غلامعلی خسرو احیا ماهوتیان شهرزاد مهدی سماعی لطفی شکور ارشاد مجلة دانشکدة پژوهشی شمارة پاییز محمّد تقوی استادیار ادبیات فردوسی سمیرا بامشکی دانشجوی دوره? دکتری مشهد نویسنده مسؤول حقایق خیالی دقوقی مثنوی چکیده کرامات رمزگونه داستان‌های عرفانی تأویل تل
اشی معانیِ بازشناسی مکاشفه بیند صورت‌های متمثّل خیال مثال ویژگیهای شناسیم تروّح اجساد تجسّد ارواح قراین تروّح اجساد مثالی گروهی بندگان خاصّ ابدال تناسب واژه‌ها ابدال مقدّمه روایتِ داستانی واقعیّت راوی روایت احوال بیرونی تمثیلی تبیین اندیشه رابطه? دلالت مدلول نمادین رمزی بویژه یکی کارکردهای آفریدن ریکور ادبی دنیایی کننده? معانی معنایِ باطنی حقایقِ کراماتش رمزآمیز گرو مندرج معادلِ تمثیلاتی حقایقی شوند تأویل شارحان داستان سخنان پیشینه? تحقیق ذیل صور داستان رمزگشایی سوالهایی دیگر رک انصاری رمزگشاییِ فرضیه چیستی تأیید قیاس صغری شهود کبری سالک به واسطة جمیع حقایق کند آشتیانی سالک حجب مادی صوری اسماء گانه? ذات حواس خیالیِ مکاشفه? مبنای شناساندن پدیده معنوی استعاری استعاره تداعی دارد روایاتی انتزاعی جمله? روایات نمادینش یک چند تمثیل متونی جاودانه شکل‌های فرایندهای فرهنگی یابندرک شیخی کرامت زاهد مستجاب الدعوه برخورداری والای هدفش پروردگار آیینه عارف کرامتدر سفری ترتیبهفت شمعو میبیندکه تبدیلبه شمعاز چ اندر ساحل شتابیدم می‌دیدم میشکافدنور جیب فلک مستی حیرانی زفت اتصّالاتیمیان شمع‌ها اندرنظر نورشان سقفلاژورد چشمم سبزی‌ا
ی‌شان نیکبخت عجب‌تر ایشان می‌گذشت صحرا دشت سایة نمی‌دیدند تفوبر دیده‌های پیشترمن دمی سان گشتم حیرت همی نماز کشیده جماعتکرده قیام رکوع سجود بس شگفتم می‌نمود دیریگشت جملهدر قعده پییزدان چرخه? تبدّل می‌خوانند پیشوای جماعت خواسته? اجابت ایستد فغان ناله? جماعتی شنود کشتیشان دریا غرق سوزاند پیشگاه الهی دعایش ساکنان کشتی تابند اخلاقی معرفتی والاتری هفتگانه? طریقت قضای سکون غیبی راضی خدای تقدیر نکند رضا حکم‌های بپسندد جزع باشد قشیری مقامی مقدر نداد مؤسّس سهروردی مولوی زیسته اشراق مجردات نورالانوارخدا انوار قاهره بشماری مدبره اسپهبدیه مدبّر معلولِ طبقه? ماوراء حکمای برزخ اقلیم شهرهای جابلقا جابرسا هورقلیا نامیده اسلامی مشاء عقول عشره عقل فعّال بیواسطه میانجی راهگشا معاد جسمانی اتحاد تجرد انساننصر پورنامداریان عالمی روحانی جوهری نورانی مجرد جوهر جسمانی استو عقلی مرکب فاصل دواست شیء ثانیاً مشابهت جوهریت عقلانی مقدارجسمانی قیصری قطعیت عالمِ آن دارد کاکایی قونوی ضیاء حضرات مقابلیتش آینهای مر تعین دوطرف نورانیت ضیایی متعین می‌باشد یابیم ابن عربی خدا هرکس حضرت بفهمد حسی دارد ابن الفتوحات المکیه آیینه خیالی متحقق ضدین قط
عیتش تبعیت هو عقل نقیضین بپذیرد مخلوق روح مظهر بصیرت ادراک کند کاکایی حقایقی ملائک جن ناری بنی آدم مرده‌اند سرای آخرت ملائکه ارواحی دمیده بادها اشباح شده‌اند مشیت اراده? حقیقتی مجرّده غیبیه مجرّد تام متشکل محسوسات می‌شود مناسبتی باشد جبرئیل دحیه کلبی کلینی جبرئیلبر مریم صورتمردی زیباکه داستانآن دفترسوممثنوینیز حدیثی قیامت انکار مبدل میشناسندابن ابی الحدید اجسام برزخی شا?ن ببخشد عطا طبقات هوابن درمی‌آیند اشکالی آدمی تمثّل می‌یابد قوّت تجرّد بدنِ مادیِ آیند گفتیم حقیقتی نشئه دنیا مثالیِ تجسّم تشبّح نیات ملکات برزخی نیّات احاطه نمایند صوری نفس‌اند قائم فاعلیت حلول معرا مبرا تکثّر معلول فاعلی ناطقة مدبرِ دنیوی است لاهیجی قول ملاصدرا دانسته حلولش بقای ناطقه مفارقت بدن واقعیتی شناسانه عالمی ماهیت معارف دینی پارادوکس‌های عاجز کلیدی راهیابی معارفی اذهان پنهان‌اند حسشوون داردابن عربیفصوص الحکم موافق خمس غیب الغیوب الوهیت افعال ربوبیت تجربة حسیه لاهوت جبروت نفوس محمدیه ملکوت ناسوت افلاک آسمان‌ها خلاصه? عالم‌های چهارگانه پنجمی اکبر منطوی شناختن معلقه صراحتاً لایعرف الخیال فلا معرفهله واحده هذا الرکن المعرفه اذا لم یحص
ل للعارفین فما عندهم رائحه ابن رکن عارفان نزدشان بویی فتوحات فصوص الحکم فص نوریه یوسفیه مفصل گوید کشفیات اینکه ازکشفها متمثلها ملائکه متجسّده مکاشفات عرفانی خوارق عادات ضمایر غیبی الارض حضرت قلمرویی سازد چیتیک صورت‌ها صحنه تفسیر تجلّی امّهات ائمه? سبعه حیات اراده سمع بصر کلام جمیع مظاهر خلقت سریان دارند چنانکه لاهوری مکاشفات رضوی احتمال ائمه? سبعه جماد نبات حیوان موالید ثلاثه شیخ جلباب جمادی مرئی کسوت نباتی متجلّی حیوانی مکرر شده آیات سرّ احدیت سلوک روحانی زنجیری ملکوت پس اوان حریم سبحانی استکشاف جمادات نماید جریده? نباتات بگشاید بواجبی آیینه? جمال نهد هرآینه سرایر اصحاب ضمایر هویداست حدالذات ظاهرتر حیوانات احدی میوه تفرقه قصه? رویت خوارزمی نیکلسون اولیاء فروزانفر بحرالعلوم ظاهر متصور کاملان ایشان بودندو ره بزرگواران هادی سبیل نمایند تفاسیر نادیده متذکر متمثّلِ اند می‌آید ششگانه خیالیشمع مطیع موانع بشریاجسام عوالم ملکوتی سیر می‌آیند انسان‌هایی خیالات بدلاء میگویندآشتیانی ابدال قیود حجاب ظلمت واصل حق‌اند روحانی‌ات بالجمله گانه اولیاالله دون اقلیم صورت‌های مثالی تجلّی عبدالحی عبدالعلی‌ام عبدالودود عبدالقادر ع
بدالشکور عبدالسمیع عبدالبصیر مصادیقِ مدل‌های عرفان انسان‌های امامین اوتاد نقباء نجباء حواریّون رجبیّون بینیم آیند تغییرِ متجسّد بخواهند انسان‌های تمثّلات بشماری درآیند مواجهه? برخی می‌آموختند نبودیم می‌آمدند می‌آید ابن مکیه درّها بودندگویی نگردی قباب کدامین روضهرفتند رمه نشانه? رهنمون فضایل روحانیِ بارز مات دینداری دین رشک اوراد قیام طالب خاصّان بودی معظم مرادش بدی بنده زدی گفتی چو رفتی قرین خاصّگانم اله انگیزه? آفاقی واصلان ویران شدهستای دقوقی تمثلات شمع اوج درخت درخت‌هفت دیگرگوییامام رکوعو استحاله تشبیه اعداد تنهایی درختان کثرت وحدت الجمع مرتبه? ساحت‌های نمادهایِ تائید نماد کیهانی زمره اساطیر النهرین هندو تجلی کیهان استانصاری حقاند شدم ببینم یار قُلزُمی ذرّه شمایل شناسی نوری تصاویری قدیسّان اولیای هاله می‌شد مثابه? سروی پرتوافشانی کند همان فانی روشنگری تصویرگری داردتوکلی ابیاتی گشایی عنوانِ شفاعت خلاص کشتی تاکید لسان قرآنی قلب سلیم گِلی فرسنگ‌ها گمان موهبتی بایستی صاحبدل ولیّ دلا شوی جزوی سرکشیدی صاحبدلم حاجت غیری واصلم گِل منم جویم مدد پنداشتی لاجرم برداشتی مصداق عینی پاکی دلی ابدالیا پیغمبر گشتهآن زگل
صافیشده فزونیآمده وافی بحر رسته بحری آشفتگی بسازد نظمی آزادتر مولانا عمیق ابدان هورقلیایی یادداشت‌ها آیه سوره بالاترین چیزهاست رضوان اکبر قرآن کریم کند حجر الا عندنا خزائنه ماننزله الاّبقدر معلوم آیه سورة دهر وجهی می‌فرماید هلأتیعلی الانسانحین الدهرلم یکن شیئاً مذکوراً آری گذشتکه روزگارانیگذشت ذکری حضرتذات ارواحو اندراین بیامد هل أتی علامه طباطبایی المیزان تقسیر خزائنِ ننزله نزولش استقرارش خزینه‌هائی خزینه‌ها همدوش نزول خزائن دهنده? متعدد برقراری غیب روانه نزولی ناگزیر برسد فرماید نامحدودند شی‌ء مفروض نشاه می‌گیرد تنزیل و ننزّله مرحله‌ای تازه‌ای اقدار مقتضای اتی الانسان الدهر شیئا مذکورا تمامیش خدای وصف عنده زوال نمی‌شوند می‌دانیم اشیاء فانی بقایی می‌فهمیم مشهودندطباطبایی کتابنامه کریم همراهبا واژهنامه ازبهاء الدین خرمشاهی انتشارات نیلوفر الحدید نهج البلاغه آیت مرعشی نجفی عربی الاسرار المالکیه الملکیه الجزء الاول الثانی الثالث الرابع احیاء التراث العربی بیروت لبنان الطبعه الأولی ـــــــــ الحکم تعلیقات ابوالعلاء عفیفی دارالکتاب الطابق الثامن رساله نجیب هروی مولی مکیه خواجوی مولی آشتیانی سیدجلال الدین قیصر
ی اسلامی شهره رمزگشایی کهنالگو همایش داستانپردازی مولوی بحرالعلوم معنوی فرشید اقبال ایرانیان جلدی پورنامداریانتقی داستان‌های ادب فارسی تحلیلی سینا سهروردی توکلی حمیدرضا واقعه دقوقی ص چیتیک ویلیام خیالابن ادیان قاسم کاکایی هرمس خوارزمی الدین حسین حسن جواهرالاسرار زواهرالانوار جلد تحشیه شریعت ریکور پل حکایت مهشید نونهالی الاسلامی علی فرهنگستان سید حسین المیزان باقر موسوس همدانی ــــــــــــــــــــــــــ موسوی بنیاد فکری بدیع الزمان شریف زوار قشیری عبد الکریم هوازن رساله قشیریه ابو علی احمد عثمانی تصحیحات الزمان قونوی صدرالدین الفکوک خواجوی ــــــــــــــ نفحات الهیه الهی قیصری عربی منوچهر صدوقی سها کاکایی قاسم مایستر اکهارت هرمس چاپ یعقوب الکافی تهران الکتب الاسلامیه محمدرضا تعلیقات سروش جلال بلخی مثنوی مقدمه توضیح فهرست‌ها استعلام نصر حکیم مسلمان کتاب‌های جیبی نیکلسن رینولد سه پیشگفتار سیدجلال آشتیانی تهرانامیرکبیر تعلیق لاهوتی خونه رسیدم نداشتم مادرم سلامی رفتم نشستم آسمون تیکه باریدن جونی می‌کرد قایم می‌شد جوری رانندگی برسم لارستان همون شهرستانی دانشگاهم اونجا کوچیک گرمایی رحم بعدشم زور نسکافه افتضاح قب
ولی ازش اومد تموم نا داغون نگاهم گرفتم چرخیدم کامپیوترم تحریری مشق دبستانم می‌نوشتم اونم عمرش می‌گذشت سمتش گذاشتم نت بشم ارور سینمای آهنگ هاا تقریباً می‌کشید بشن باندی لاکپشت عصبیم سرم می‌زد کلاً پسووردم زهرا دقیقاً نمیدونم کجایی ش دوستش واسه تالار تالاری هاش مثلاً خوندم بدجوری ماتم باورم نمی‌شد آخه می‌زدم حدسم می‌رفتن اومدن بحثی جور چیزا راستش واسم کی ارشدش دوستام باشن ببرن نمی‌کردم زدم حرفایی دلم نوشتم نبودم افته ساعتی بازیمون مونده اتاقم وسائلم برداشتم افتادم ماشینم می‌کردم عضوش مرسی جون ممنون میگم بیای ارزشش اوهوم نداره حتماً اینم آدرسشه ازم هام بذارم دوستای قدیمیم سالی اومدم هوام هه , جالب جاست روزا میگذره میذاشتم می‌دادن انتقادی می‌کردن قبلاً میتونستم رسوندن داستانم بهشون عادت فهمیدم مرزها جاها می‌رسیدم پام واقعیتش رعیات یادمه باکره جوون مهمونی واسش گذاشتش چیزهاش کلماتش جاش برگردونم کشیدم کاربراش یهو یک منه رفرش ابولفضله بخونمش متنش چیه مدیرای خوششون نیموده ابولفضل خوبی سعید غرض خواستم تشکر کنم زحماتی که می کشی یه نکته یاد بعضی مطالبی اجتماعی عرفی عمومی اشکالی ولی جایگاه سایت نیست عامیانه هیچوقت نمی تون
ی ببینی نظامی بستنی قیفی بگیره خیابون بخوره یا شناسن محیط نمیاد ساندویچ بزنه صورتی این کارا برای عادی چیز طبیعیه اینجوریه سری عادیش وقتی میرسه رسه باید وسواس بدیم مطلبی باکره بودی هیچ جوری خوانی کلاً وجهه زیر سؤال وقار علمی کمرنگ میکنه امیدوارم تونسته منظورم رسونده پاکش کردم نشی خب آینه مهم‌تر بعداً ابولضل همچین نمیگه اوضاع برگذار بنویسم هیچی ذهنم آیش نکردم موضوعش روحش سرگردان مادربزرگم کوتاهش می‌چرخید مادربزرگ آلزایمر بیماریش حاد می‌شناخت نمیتونست گرسنگی تشنگیش بگه بخواد وحشتناکی غم غصه چرخید دویدم فکرم دونستم ازشون بیارم طنز سرگردانه آلزایمرگ تلفیقی تایپش ویرایشش فرستادم هدفم امیدی دو شایدم لطف داوری یادش بچگی می‌رفتم می‌دادم سانس می‌دیدم مخصوصاً خوشم تفکرات تایپیک پیشنهادات پیست یعد باهاش مؤثر موندگار یهویی طبیعتاً دماغش خصوصاً وقتایی دسترسیم حضورم فروم انجمنی دلبسته لاکپشتی بهش التماس می‌کردی بزنم آگه بدم میدونستم سایته اونایی تأسیس بگیره آیه رایمون دومون نداشتیم می‌رسید کاربرای میون موبایلم فوتسال شیرازم رسوندم می‌خواست دنبالم راهم رسم نرسم وقته یک اطرافیان براشون مهمه بعدش هووووم فکرش می‌کنم می‌بینم منز
وی معمولیه بهنام آرش نیستش تای اونا نیستن ارنست رمول ادیب وحید زهره واقعاً کمه نمی‌کنم میدونم نشدم وضعشه می‌کنی خوردنه حریف گلت حواست مردونه تون میزدین حرفای می‌پیچید باخت هامون می‌رفت بهرام حرفاش می‌ریخت می‌دویم بخوریم نمی‌کردیم وضعیه برگشتم جوابش می‌بندی دهنت ببندمش سه یارگیری زبونتم درازه ریزیش غرولندی نگفت تقصیر مقصر تمرینات درسم تفریحم خوراکم بپاشه خیس عرقم آوردم پوشیدم اعصابم خودشون خودمون مدیون نباشیم سمتم بغلم نباشی دمت منی اشکم شوت نزدیکشون پنالتی نذاشتم توپ حافظی برسونن تلخ نکردیم هوووم سرنوشت نمیشه جنگید جیبم میارم میرم آ مسعود سیاوش محسن شادن خوشحالن میخندن کدوم نمیدونستیم بشیم خیابون صفر کت میشینم آه حسرت نهادم موهای پریشونم می‌کشم مرتبشون سراغم میاد اصلاً میدونن نمی‌خورم دلبستگی درگیری بخوام کشیدن نمیکنه نمیدونستم ماست میره فرصتی بیافته مرداد نظرم کنن سپاسی زحمات چاپلوس متملقی بدونن ژرف کاوی آلیس مونرو دردانه? نیویورکر آلیس کانادایی نویسنده نیویورکر هفت بین‌المللی بوکر اورنج گان ماریو بارگاس یوسا آل وف نایپل جویس کرول اوتس پیترکری آنتونیو تابوچی ژوئن پوندی مراسمی کالج دابلین بیانیه داوران شایسته
آمده آلیس مونرو عمق دقتی عجین رمان‌های رمان‌نویس‌ها می‌خوانید می‌گیرید فکرتان هیأت مونرو حالیا جین اسمایلی دبیر هیات خواندنش القا می‌کند تواناترین می‌دانند سینتیا اوزیک چخوف زمانه جاناتان فرنزن عقیده‌اند کتابخوان آشتی می‌کرده نویسنده کانادایی بهترین کوتاه یک جوایز ادبی بسیاری دریافت کرده دیگر زیادی کند یکی ویژگی مای آلیس مانرو اساساً نیستند بعضاً پیچیدگی موضوعی آن‌هاست چشمانی تیزبین ذهنی دلیل همین تسلط هایش بسیار مختلفی مضامین محوری میان پزشک بیمارش صاحبخانه مستأجر وی اهمیت خاصی بهانه دستمایه مسائل هر گی عیار معجزه معجزه‌ای سپاسگزارم اولین نخستین رسید رقص سایه منتقدین طوری معتبرترین اصلی ترین جایزه کشور کانادا برایش آورد فکر کنی کی هستی بعدی بازهم پیشین هایی بریتیش کلمبیا کوئینزلند خیلی جدی تری نویسندگی برخی هوایی کاملاً بومی حدودی پیدا اونتاریو نزدیک زادگاهش گوناگونی آثارش تصویر کشد فرهنگی حتی مردمان سبک سیاق زندگی جرأت بیشتری شخصیت بیشتر حاشیه ای چشم کسل راک روایتی تاریخچه شده‌ام مراقب بدهد خوشبختی زیادی محبوب نیویورکر می‌شناسند داستانش رقص سایه‌های شاد زنده زنان جوایز داستان‌هایش فرماندار گیلر مجمع منتقدان
اهندی پن ملامود اورنج نامش کاندیدای نوبل محافل نویسندگان مراغه همکاری اداره? اسلامی می‌کند جلوه‌گاهِ برترِ سخنگانِ اندیشه روحیات دیگربار قالبِ نثر کوچه‌سارِ عواطف اندیشه‌های بایسته مؤثّر عزیزان جست ارتقای توسعه? کمّی کیفی فعّالیت‌ها فضاهای تعمیق ترویج باورها ارزش‌ها اشاعه? نثرنویسی بسترسازی فعّالیت‌های اقشار تحصیل شیوه‌های نوین ادبیات دینی پایداری داستانک داستانی محورّت داستان‌های قرآنی سیمای پیامبر اسلام حماسه? مقدّس قراردادهای اولویت امتیاز آثاری جاری تولید جشنواره‌ها ارائه محدودیّت‌های بایست صفحه بیست صفحه? تایپ سی‌دی تجاوز ننماید تکمیل تقاضای شرکت جشنواره ارسالی فارسی یابند گاه‌شمار آخرین مهلت اجرای نحوه? علاقه‌مندان طریق دبیرخانه? هنری ابتدای شهید شکاری روبروی ترمینال تبریز دخانیات نمایند ثبت‌نام چیزی ننویسید خانوادگی شماره? ملّی تولّد نشانی دقیق پستی کد الکترونیک اینجانب مشخّصات نمودم ردیف امضای تحویل تاریخ ماهنامه مارال ویژه میترا داور نویس معاصر نشریه ی اینترنتی کوشش علیرضا ذیحق الکترونیکی بررسی کتاب حرکت نوبخت اسحاقیان فریبا حاج دایی پیمان چهرازی حمید اکبری شروه سید مصطفی رضیئی علی‌ای رشوند سوسن صنیع
ی شریف عاطفه سبزیان کاوه فولادی نسب گیتی رجب غفوری جاهد میز اسحاقی بهناز علی پور هومن بختیاری برسی فتح بی نیاز رؤیا تفتی میرصادقی ضمیمه یادداشتی عطاران گویی داورفهیمه جعفری نقدو میترا تپنده جریانات مدت‌ها کارخود هیاهو پسندید تأکیدش صبرکن قطاردر دربیاید دوماهی پافشاری سرکارساز نشستیم ردپایش پررنگ مطبوعاتی بودنم ارتباطم پرخواننده خلاقه شناسم رهاوردی پربها قطارهمچنان داورکم پرچانه وسؤالها ودیدم درنگی برقلم وبا سپاس ازوی گلگشت زنیم ذیحق نوجویی نویسانی بامدرنیته چالش پناهمندی رویاها اوهام نقبی زنید عینیت آدمیانند وروان پیچیده? آثارتان تبلور گشتگی وناچاری انزواها مسخ ملالی ظاهرِ پرمی پرسوناژها هنرمندی بُعدی الزمانی سیاقی مُهری عصران گفتگو لطفی فرمودید تقریباً ً کلام بیان کردید انسانی هنرمند غیر از تأثیر گیرد پای نویسی آید رویاها مدرنیته مدرنیته آسیب شکل متجلی جدانشدنی گمگشته وانزوا انگاره سهو جاافتاده آوانگاردی مدرنیسم ناسازی جوامع رسوخ درهنر ناساز طغیان هنرمندان تَبَع داراز اجتماع افراط بَرَند واما نگارید اندیش هایتان تصنع ناب ورمزدار توفیر کارآنانی تعمدانه واژگونه کارشان تصوری منتقد رازی اجتماعید هاتان استقبالی خ
وان انتظاری گشوده چیزدیگر کدام دستوری توصیه طرفی نتظار وجهی گی ویا اطرافش بیاموزیم بدانیم شرایطی جایگزین مقلد خودمان باشیم بطن جود عشایر برخواسته خواه ناخواه وستد فاکنر بگوییم می‌خواهیم ریخته بیفتیم تخیل همگن تنید ژانری زیباشناختی جانمایه محصور نوسالژی یأس آوَرید مجذوب زنانگی اثیری ریختن وفرار ونه برم جنسیتی سنجیده مبشری دردمندند انسان‌هایی سهمی نظرگاه بردوش شادمانی خلاقیت نشأت بشنوم طبعاً دیدن اینکه مرکز هستی نتوانستم ببینم گلشیری تلمذ خودِخودتان عبوری زیادش ازنوزایی مضمون هردو گریزی اوجی مجموعه? بگویم آقای گلشیری تعدا تکنیک استادی سعی شاگردانش بیاموزد بگیرند شخصیتی کنند چیزهایی شاگرانش کس ننویسند بیابند یادمان شازده احتجاب ماندنی تیز بلکه تمرین خاکستری کتابخوانان دیگرنیز بازتابی شاهدش توضیحی میلیونی نسبی اثراز ارزش‌های ابهام‌ها ادا خاله نوشا حشره جارو تبعید سؤالم بحران نقدیم جوانان نوجو فهیم آوَرَند اثر یکی وبیندیشد وساختاری زیباشناسانه وضعف الزحمه اورند زمانش معنی منفی تعریف کنید وضعیت تبدیل مجیز رفاقت نیزاعتماد یاید گفت‌وگو قطار داستان‌نویسان چهار هوشنگ مجموعه‌داستانِ نامِ بالای سیاهی آهوست ادبیِ داستان‌ن
ویسیِ تازه‌ترین اثرش بهانه‌ای وقفه? تازه‌تان اینهمه بوده برمی‌گردد داشته اخیرتان مجموعه‌ام نکنم مطبوعات بی‌توجهی منتقدین این‌ها مسائلی نروم نوشته‌ام گمانم تغیییرات تیره بگیرم شخصیت‌پردازی برجسته‌تر پررنگ‌تر دیالوگ داستان‌هایتان تئاتر وجودِ متأثر دیالوگ‌هاست تأویل گفتگوی شیوه? داستان‌هایی نمی‌گنجند دیالوگ‌های گفتاری یافته‌اید تجربه? شن‌زار بوده‌اید شاگردانی خودِ آن‌ها داستان‌نویسی می‌آموزید می‌خواهم بپرسم آموخته‌اید آن‌را می‌برید کلاس‌های گرفته‌ام بگویم بی‌دریغ استادان نویسنده‌گی را اصولاً می‌دانید نویسنده‌گان ندانسته‌های بزنند منتقدینی تمجید استعدادهای بزرگانی همینگوی الگویی می‌کرده‌اند می‌نوشته‌اند گرته‌برداری واقعیت‌ها هنردیگری بالاخص برگردیم روزمره? خرافات انسانِ تنوعی چیست همه? زنده‌گی جامعه‌های تضادهای اصیل فرهنگ‌ها انحطاط موثرش دستمایه‌های بازتاب داستان‌ها نظرگاهِ دانای خونسردی بی‌طرفی پررنگی خستگی‌ای بی‌تفاوتی سردی انجامیده داستان‌هایم می‌گذرام بگذارم شرایطی شخصیت‌ها حرفشان سابقه? تجاربی می‌کنید محله‌ای می‌بینید گریم آرایش‌گری اروبیک خارجه حتا حلقه‌های تکمیلی منتقدین باسواد کشیده‌اند نسلِ ارزنده‌ای بیا

/ 0 نظر / 23 بازدید